ثمره ی عشق ما امیررضاثمره ی عشق ما امیررضا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان عاطفهمامان عاطفه، تا این لحظه: 37 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | نی نی ناز | وبلاگ امیر رضا رحیم زاده| نی نی ناز

20هفته و یک روزگی

1391/12/13 19:10
264 بازدید
اشتراک گذاری

سلام پسر درس خونم.

خوبی مامانی؟

چه خبرا؟؟آذوقه به موقع بهت میرسه؟اذیت که نمیشی؟؟اون تو هوا چجوریهگرمه یا سرد؟

گل پسری امروزم با هم رفتیم دانشکاه و اومدیم خونه و مثه همیشه.اما اتفاق جالب این بود که شما امروز خیلی ناز تکون میخوردی...با ریتم،برام جالب بود تا حالا اینطوری تکون نخورده بودی.

البته من احساس کردم داری با انگشتای ناز و کوچولوت شمک مامانی رو فشار میدی.

اتفاق جالب دیگه  این بود که تو دانشگاه یکی از بچه های ترم بالایی که باهاش دوست بودم،به من گفت :عاطفه جون یه چیزی بگم ناراحت نشی،تو به این خوشتیپی و کمر باریکی چرا داری شکم میاری؟حیفه مراقب باش.همیشه من از تیپ و اندامت پیش دوستام تعریف میکردم ،چشم خوردی،و دوستم بهش گفت: بابا عاطفه حامله ست...و اون خیلی تعجب کرد.

آخه میدونی من نسبت به بقیه حامله ها شکمم کوچیکتره.بیشتر شما رفتی به پهلوهام.

دیشب منو بابایی با هم رفتیم تا برای اولین بار برای شما سرویس چوب ببینیم.ولی فعلا موندیم که چی بگیریم،آخه اتاقت خیلی نقلیه،و ما اندازه گرفتیم وتختو که بذاریم نصف اتاق گرفته میشه!!!!

تو اتاقت میز کامپیوتر هم هست،همینطور اتو پرس!!!!!!چه کنم ؟خودم هم موندم،حالا بی خیال.اون قضیه رو منو بابایی یه جوری حل میکنیم.رنگی که پسند کردم این رنگی بود،البته تا الان.اخه ما فقط یه جا رو دیدیم.

راستی پسرم دیشب منو بابایی درگیرات داشتیم.بابایی میخواست تکوناتو احساس کنه ولی شما تا بابایی دستشو میذاشت ،انگار نه انگار که تو شمکمی اصلا تکون نمیخوردی،تازه بعضی وقتا تکونات با چشم هم دیده میشه و برای همین تا بابایی منتظر بود تکون نخوردی ولی بابایی هم نشست کنارم و خیره شد به شکمم،دستاشو گرم کرده بود و تا گذاشت رو شکمم فک کنم از گرمای دست بابایی خوشت اومد و یه عالمه تکون خوردی.واقعا بابایی خوشحال شده بود و میگفت خوشبحالت که امیررضا تو شکمته و شما تکوناشو هر لحظه احساس میکنی.

خلاصه اینکه دیشب با تکونای شما روحمون شااااااد شد.

عزیزم خدا نگهدارت .مراقب خودت باش

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

طناز
14 اسفند 91 18:43
• رفتنت....... • نبودنت........ • نامردیت........ • هیچ کدوم نه اذیتم کرد • نه واسم سوال شد ...... • فقط یه بغض داره خفم میکنه...... • چه جوری نگات کرد .....که منو تنها گذاشتی؟؟
معصومه
15 اسفند 91 9:28
بابا خوش هیکل..خوش تیپ. حتمنی خوشگل میشه سرویس خوابش بوس.بوس
بهاره مامان امیرمحمد
15 اسفند 91 9:55
مامان خانوم چطوری ؟ اون سبز و آبی را مدل قورباغه هست اینترنتی خریدم قیمتش 14 تومان - راستی خیابون بهار هم رفتم اونجا فقط 2تا مغازه ازش داشت می گفتند 12 من - پستونکهای ارتودنسی هم هست ولی پزشکها میگم زیاد تأثیر نداره - من خودم 5 سال پستونک خوردم از اون معمولیها چون زمان بچگی ما ارتودنسی نبود دندونهام همه مرتب در اومده - این مدل هم در دبی خیلی فروش داره و ماساژور هم داره به نظر من که همه مدلها را برای امیرمحمد گرفتم فقط این مدل NUBY خوبه و مدل دوقولوی AVENT اونم خوبه - من خودم عید میرم قشم و دبی عزیزم اگه چیزی میخوای برای نی نی و خودتون بی تعارف با کمال میل در خدمتم - مواظب امیررضای قشنگم باشیها خیلی خیلی اسمش قشنگه این اسم هم یکی از انتخابهای من بود برای نی نی خودم قسمت چون خواب دیدم امیرمحمد گذاشتم
بهاره مامان امیرمحمد
15 اسفند 91 13:15
خیلی ها که میرن مسافرت در این دوران اگه پزشک اجازه بده ولی من خودم نرفتم مسافرت - دختر عمه من 8 ماهش بود رفت دبی خدا را شکر هیچ مشکلی هم براش پیش نیومد - قیمت سیسمونی که خیلی خیلی گرون شده عزیزم سعی کنید چیزهایی که نیاز دارید حتماً برای نی نی بخرید مامانم همه چی برای امیرمحمد خرید خیلی وسایل اصلاً مارکش هم بهشه استفاده نشده شما اشتباه ما را نکنید هرچی که نیازه براش بخرید مثلاً لباس و کفش برای 2 سالگیش خریده یکم گرمه وقتی اندازش میشه که تابستونه باید با مارکش بدیم به کسی دیگه - فقط مواردیکه لازمه بخرید - بازم عزیزم میگم اگه چیزی خواستید خودتون نرفتید حتما به من بگید براتون میارم بی تعارف میگم اینو امیررضا هم مثل امیرمحمده فدای دوتاشون بشم
سیب سرخ کوچولو
15 اسفند 91 16:05
سلام عاطفه.نی نی گلو چطوره؟؟آقا امیر محمد گل ما خوبن؟؟؟انشاالله که هردوتون خوب خوب باشید.وای عاطفه گفتی.یعنی من اگر بعد زایمان باربی نشم خودمو میکشم بخدا.از الان دارم دنبال دفتر دکتر کرمانی تو اهواز میگردم که بعد از زایمان مستقیم از اتاق عمل برم پیششمادر شوهر و خواهر شوهرام میگن شکم نداری ولی خودم میترسم تو آینه نگاه کنمسعی کن بیشتر از 10کیلو اضافه نکنی.اگه اضافه وزنت کم باشه خود به خود با شیردهی لاغر میشی و وزنت برمیگرده.اگرم مثل من بشی که دیگه واویلا
سیب سرخ کوچولو
15 اسفند 91 18:20
عاطفه جونم به سایتش سر زدم قبلا زیر نظرش وزن کم کردم مشهد که بودم اما انگار یه شعبه ی کرمانی مشهد بود یعنی یه دکتر دیگه بود که زیر نظر کرمانی کار میکرد متاسفانه یهو وسط رِم من دکتره مطبش رو جمع کرد آب شد رفت تو زمین باورت میشه؟؟؟سایت کرمانی رو سر زدم ولی ننوشته اهواز کجا شعبه داره.خواهر شوهریت پیش خود خود کرمانی رفت؟؟شعبه ی تهرانش؟؟
سیب سرخ کوچولو
15 اسفند 91 18:25
وای عاطفه جونیدست رو دلم نذار که خونه خواهرنرفتم مشهد.اگه بدونی چقدر دل من و نی نی زیارت میخوااااااد.تازه بد بختی ویار هیچی ندارم جز غذاهای مامانمهی هوس غذاهای مامانم رو میکنم.زایمانم هم که مجبورم اهواز باشه دیگه.مامانم هی میگه من همه چیز یادم رفته هر سوالی داری از مادر شوهری بپرس(آخه مادر شوهرم 10شکم زاییده)ولی اینقدر دلم میخواد برم مشهد هم زیارت هم سیاحت هم اینکه پیش مامانم اینا باشم واسه زایمان که نگو.
بهاره مامان امیرمحمد
16 اسفند 91 9:19
مامان عاطفه جونم خواهش می کنم قابل شما را نداره همین از دست ما فقط بر میاد من را خجالت ندید کاری نکردم مواظب امیررضا جونم باشیها خیلی خیلی دوستتدارم بوسسسسسسس بوصصصصصصصصص بوثثثثثثثثثث
عسل
16 اسفند 91 15:23
سلام سلام آدمها آنقدر زود عوض می شوند … آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است
بهاره جون
16 اسفند 91 20:11
ســـــــــــــلام واااااااااای گفتم خدایا این کیه کامنت عقشولی گذاشته!!!! عـــــــــآشقتم نی نی کوولوه من مامانی جون مراقب خودتون باشین
مامان سیده ریحانه
16 اسفند 91 23:02
سلام
خدابرات نگهش داره
منم یه دخمل دارم
خیلی خیلی عاشقشم ودوستش دارم اما...خیلی بداخلاق شدم ومدام باهاش تندی میکنم...ازالان تمرین کن ومواظب باش خستگیهای روزانه ونخوابیدنای شبانه توروازنی نی نازت دور نکنه...برای من و دخمل دوساله ام هم دعاکن...
دعاکن مهربون لشم دوباره؛دعای زن حامله زودبالامیره

سلام مامانی.آدرس نذاشته بودین!!
همه ی مادرا عاشق بچه هاشون هستن،ولی چه میشه کرد،بعضی وقتا ما بزرگا اعصاب خوردی هامونو سر نی نی هامون خالی میکنیم،انشالله خدا به شما هم صبر بده،همینطور به من و بقیه مامانا تا بتونیم برای کوچولو هامون مادری کنیم
عسل
17 اسفند 91 16:44
سلام خدایا آنان که همه چیز دارند ، مگر تو را به سخره می گیرند آنانی را که هیچ ندارند ، مگر تو را .
امیر
17 اسفند 91 17:00
سلام: عالی بووووووووووووووووووووود: مرسی
بهاره جون
18 اسفند 91 14:59
سلااااااام مامانی مهربون خوبی عزیزم؟ نی نی جون شطوره؟ مراقب خودت باش و استراحت کن گلم. دوستدارم خیـــــــلی زیااااااااااااد داداشیتونم فقط میگه دخترا لوسن... باید به عاقاهیم بگم تا گوششو بکشه خخخخ بـــــــــــــوس
مامان زهرا
26 اسفند 91 23:48
امیدوارم نازنینت به دنیا که امد زندگی شیرنتون شیرین تر شه


مرسی عزیزم
مامان زهرا
28 اسفند 91 4:29
iliyaboy.niniweblog.com بیا بهم سر بزن